دختر آسموني اه اه اه از اینکه بگم دلم گرفته متنفرم اونم حالا که بعد از مدتها میخوام یه چی بنویسم ولی خب گرفته دیگه. این مدت چند بار خواستم چیزی بنویسم ولی راستش حسش نبود.امشب یهو جو مارا گرفت. تا حالا شده همه چیز خوب باشه هیچ مشکلی وجود نداشته باشه ولی بازم ناراحت باشین؟خب الان من اونطوریم احتمالا دارین میگین برو بابا انقدر بی غمی داری الکی واسه خودت فکر و خیال میکنی.خب خودم ام همین و میگم این نیز بگذرد. دقت کردین سز کاری بود؟ باور کنین با انگیزه قبلی نبود هر چی اومد تو ذهنم نوشتم میدونم الکیه هااااااا ولی . . . نظرات شما عزیزان: ![]()
پيوندها
نويسندگان |
|||||
![]() |